مؤلف مجهول

217

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

كه شيخ از آن روى دوزخ پيدا شد ، گفت : اى فرزند ! چه حيرانى ؟ اين مرد گفت : اى شيخ ! از هول اين دوزخ حيران و ترسان و لرزانم . شيخ گفت : اى فرزند ! دست خود را دراز كن . اين شخص به شوق دست دراز كرد . شيخ « 1 » از دست او « 2 » بگرفت و از دوزخ گذرانيد و به بهشت درآورد و در اين زمان يك تپانچه به روى وى « 3 » بزد به يك‌بار چشم بگشاد ، ديد كه در پيش شيخ ايستاده است . چون اين حال مشاهده كرد ، « 4 » افتاد بر پاى شيخ و گريه آغاز كرد و گفت : اى بزرگوار ! خطا كردم عفو فرماى ! اين بگفت ، همان لحظه چنگ بر دامن بزرگوار زد و انابت كرد و مريد گشت . اما بعد معلوم باشد كه حضرت بزرگوار شصت و پنج سال عمر ديد و پنجاه مريد به مرتبهء قطبيت رسانيد . و سه سال و ده روز قطب بود . و كرامات و خوارق عادات « 5 » غريبه و عجيبه ظاهر ساخت . و مريد لا تعد و لا تحصى « 6 » تربيت كرد . و خود از روح مطهر حضرت مصطفى صلى الله عليه و على آله « 7 » و سلم تربيت يافت . و بر قلب شيث نبى عليه السلام بود . در تاريخ پانصد و نود از ملك هرات غايب شد . بعد از يك سال خبر يافتند كه روز قربان حج گذارد . و بعد از حج وفات كرد . جميع حاجيان نماز حضرت بزرگوار را ادا كردند و در گورستان معلا دفن كردند . و الله اعلم بالصواب « 8 » .

--> ( 1 ) - ب : - شيخ ( 2 ) - ب : - او ( 3 ) - ب : - وى ( 4 ) - الف : - چون اين‌حال مشاهده كرد ( 5 ) - ب : عادت ( 6 ) - ب : لا يعد و لا يحصى ( 7 ) - ت : - و على آله ( 8 ) - ت : + و اليه المرجع و المآب .